امروزه علوم تلفيقي در باستان شناسي بسيار حائز اهميت هستند و اين علوم در باستان شناسي باستان سنجي خوانده مي شوند. باستان سنجي، شامل فنون گوناگون فيزيکي و شيميايي است که به منظور شناسايي محوطه هاي باستاني، تاريخ گذاري مطلق، بررسي اشياء باستان شناسي، شناسايي منبع مواد خام و مانند آن ها به کار مي رود.

- ارکئو ژئوفيزيک: از پيوند دو رشته ژئوفيزيک و باستان شناسي بوجود آمده است. به طور کلي استفاده از روش هاي ژئو فيزيکي اکتشافي در باستان شناسي را ارکئوژئوفيزيک مي نامند. ژئوفيزيک به طور کلي شامل مطالعه زمين توسط اندازه گيري خصوصيات فيزيکي زمين با استفاده از وسايل مناسب و بکار گيري تکنيک هاي بخصوص در سطح زمين است. به بيان کلي، دانش ژئوفيزيک شامل فيزيک کل زمين، از عميق ترين بخش دروني آن تا خارجي ترين بخش جو زمين را شامل مي شود. با اين وجود، در اينجا آنچه که به عنوان ژئوفيزيک مطرح است به مطالعه بخش جامد زمين محدود مي شود برخي از خواص فيزيکي در ژئوفيزيک اندازه گيري مي شود عبارتند از: خواص مغناطيسي الکتريکي، ثقل سرعت عبور امواج و... . بايد خاطر نشان ساخت که روش هاي ژئوفيزيک، فقط قادرند ناپيوستگي ها را آشکار سازند. يعني جايي که يک ناحيه از لحاظ بعضي خواص، از ناحيه ديگر متمايز مي شود. از جمله شاخه هاي گوناگون دانش ژئوفيزيک، اکتشافي يا کاربردي است که در مبحث آرکو ژئوفيزيک از آن استفاده مي گردد که شامل اندازه گيري خصوصيات فيزيکي مواد زير سطحي با استفاده از تکنيک ها و وسايل به خصوص به منظور اکتشاف و پي جوئي ذخاير پنهان شده در دل زمين است.

امروزه کاربرد اين روش ها بطور چشم گيري در باستان شناسي افزايش يافته است عامل اصلي اين است که روش هاي ژئوفيزيکي امکان شناسايي سريع از مکان مورد نظر را در اختيار باستان شناسان قرار مي دهد. گاهي اوقات کاوش در يک محوطه سال ها و دهه هاي زيادي را نياز دارد و اين امکان وجود دارد که عمر يک باستان شناس براي اتمام کاوش يک محوطه بطور کامل پاسخ گو نباشد. در حقيقت ممکن است کاوش تمام يک محوطه غير قابل اجرا باشد که در واقع کاوش تمام محوطه هم درست نيست. اما با بکار گيري روش هاي ژئوفيزيک در يک محوطه باستاني مي توان در مدت زمان کوتاهي در چند هفته يا ماه به نتايج مفيدي دست يافت که مي تواند در سرعت بخشيدن به مراحل بعدي مثلاً تعيين اولويت محل کاوش، مثمر ثمر باشد

توسعه کشاورزي، صنعت، رشد زندگي شهر نشيني، ساخت راه ها، پل ها و شهرک هاي صنعتي تهديد روزافزون عليه ميراث فرهنگي مي باشند. در بسياري از موارد ذکر شده ممکن است زمان موجود براي فعاليت هاي باستان شناختي محدود باشد لذا از روش هاي ژئوفيزيکي استفاده مي شود. توسط روش هاي ژئوفيزيکي مي توان در مدت زمان کوتاهي بدون آشفته سازي و پراکندگي زمين به نتايج مفيدي دست داد.

با استفاده از بررسي هاي باستان ژئوفيزيکي مي توان موارد زير را تشخيص داد.

تعيين محل، اندازه و عمق آثار مدفون بجا مانده از سازه هاي باستاني همچون: ديوار ها، پي هاي سنگين و آجري، بقاياي جاده ها و سنگ فرش ها.

مشخص نمودن فضاي خالي و راهرو هاي ورودي به آن

تعيين محل و ابعاد معدن باستاني و تراشه هاي پر شده که از کاوش هاي قديمي بجا مانده است

تعيين محل کوره هاي مدفون مربوط به پخت سفال و ذوب فلز و بقاياي ظروف و اشيائ سفالي

تعيين محل ضخامت خاک هاي سوخته لايه هاي خاکستر و خاکهاي که تحت تاثير عواملي با منشاء انساني قرار داشته اند. که بطور کلي مي توان گفت هدف از اين بررسي ها جهت دادن به کاوش و تعيين حدود آن جهت دستيابي به آثار مدفون بدون آسيب رساندن به آنها و انجام کاوش در زمان کوتاه تر مي باشد.

روش هاي ژئوفيزيکي مورد استفاده در باستان شناسي تقاضاي مداوم و فزآينده بهره برداري از فلزات و کانيها و افزايش مصرف هيدرو کربن ها مانند نفت در طول چند دهه گذشته موجب توسعه بسياري از روش هاي ژئوفيزيکي با دقت هاي زيادي براي آشکار سازي نهشته ها و ساختار هاي غير قابل روئيت نهشته است که از ساختار هاي غير قابل روئيت شده است.

مقياس مورد نياز يک باستان شناس بر عکس اکتشافات معدني تنها در حد سانتي متر و متر است.

+ نوشته شده توسط حسنعلی عرب در دوشنبه 3 اسفند1388 و ساعت |